قاسمى حسينى گنابادى
32
شاه اسماعيل نامه ( فارسى )
در مقابل اين آرا ، نظرات و تحقيقاتى وجود دارد كه سيادت صفويان را مردود مىداند 6 و البتّه ، در برخى از اين منابع براى نظر مخالف استدلالى وجود ندارد 7 . در بخشى از نظرات مخالف در سيادت صفويان آمده است كه اگر نسبنامهء صفويان را به سه بخش ، يعنى از شاه اسماعيل تا فيروز شاه زرّين كلاه ، سپس از محمّد بن شرفشاه تا محمّد بن اسماعيل و سرانجام از اسماعيل ابن محمّد تا امام موسى كاظم ( ع ) تقسيم كنيم ، دو بخش آغازى و پايانى صحيح و محلّ شكّ و نزاع قسمت ميانى اين نسبنامه است و بر اين قسمت نيز شبهاتى وارد كردهاند 8 . در ادامهء بحث از خاندان شاه اسماعيل ، چنانكه در مقدّمه نيز ذكر آن رفت ، براى پرهيز از اطناب و اهمّيّت تاريخى دولت صفويّه به لحاظ شكلگيرى مبانى اعتقادى و سپس حكومتى آن ، ناچاريم شرح احوال اين خاندان را از شيخ صفى الدّين اردبيلى شروع كنيم . 1 . شيخ صفى الدّين اسحاق اردبيلى ( 650 - 735 ق ) عارف و صوفى مشهور كه در روستاى كلخوران 9 به دنيا آمد . پدرش ، شيخ امين الدّين جبرئيل ، مردى بخشنده ، گوشهگير و پيوسته به عبادت مشغول بود 10 . وى هفت فرزند داشت كه شيخ پنجمين فرزندش بود . امين الدّين در ششمين سال زندگى فرزندش ، شيخ صفى ، در سال 656 ق درگذشت 11 . روزگار كودكى شيخ به فراگيرى قرآن گذشت « و از اشعار و نكات و لطايف حظّى تمام يافت ، و از لغات عربى و تركى و مغولى و پارسى حظّى وافر يافت » 12 . امّا شيخ فارغ از درس و مكتب از همان آغاز كودكى و نوجوانى درونى پرهياهو و تشنه براى درك حقايق معنوى داشت . آوردهاند كه در جوانى بر مزار شيخ فرج اردبيلى و يا مزار محى الدّين اردبيلى و گاه در كوه سبلان ، به عادت صوفيان روزگارش ، خلوت مىگزيد 13 . شيخ در چهارده سالگى براى ديدار برادر 14 به اجازهء مادر بار سفر بست تا به شيراز برود . امّا شيخ را دل ، سودايى ديگر و ديدارى حقيقىتر از ديدن برادر آرزو بود . آگاهى از احوال شيخ نجيب الدّين بزغش 15 ، صوفى صاحب كرامت ، ميل رفتنش را از اردبيل به ماندن در آن ديار برانگيخت . چون به شيراز رسيد ، دست اجل رشتهء حيات شيخ نجيب الدّين گسسته بود و شيخ به عوض ديدار مراد و درك محضر وى بر جنازهاش